تبليغاتX
آب و ماه

 

تاکنون هر چه بود دلتنگی بود و حسرت

عشق و نفرت

بی تابی و مرگ، آن هم از نوع تدریجی

***

اما از این پس

باز می گردم به دنیای رویاهای من

تا شاید ستاره ای را که اکنون یافته ام

مانند دیگر ستاره ها سراب نباشد

***

به دنیای رویاهایی باز می گردم

که جز من و لیلا

جز یگانه همراه شبهای پر از تاریکی و سکوتم

هیچ انسانی اجازه ورود به آن را نخواهد یافت

***

آرزومند رویاهایت

مهران

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت 22:12 |
 

 

ميدونم برات عجيبه اين همه اصرار و خواهش
اين همه خواستن دستات، بدون حتی نوازش
ميدونم كه غم نداره واسه تو گريه ي دردم
ميگذري از من و ميري، اما باز من برميگردم
ميدونم واست سواله، كه چرا پيشت حقيرم
دور ميشي منو نبيني، باز سراغتو ميگيرم


ميدوني چرا هميشه من بدهكار تو ميشم !؟
وقتي نيستي هم يه جوري با خيالت راضي ميشم !؟

...
تا نبيني گريه هامو هردو چشمامو ميبندم !؟


چاره اي جز اين ندارم...
ميدونم يه روز ميفهمي، روزي كه دنيا را گشتي
من چه جوري تو رو خواستم....

 تو چه جور ازم گذشتي

 

 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت 16:37 |
+ نوشته شده توسط در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:56 |

 

من فرصت انتخاب کردن را به تو دادم , پس انتخاب کن

بین خفتن در آغوش من

یا خفتن روی دفتری که در آن شعرهایم را می سرودم

انتخاب کن...

 

زندگی همراه با عشق یا زندگی بدون عشق.

که عدم انتخاب دلیلی بر هراس توست.

بین بهشت و دوزخ

 

هیچ حد میانی وجود ندارد...

 

*********


تمام ورق هایت را نشان بده

من به هر تصمیمی که تو بگیری قانع خواهم بود

حرفی بزن , واکنشی نشان بده , طغیان کن

همچون میخی که در زمین فرو رفته در مقابل من نایست

من نمی توانم همچون پَر کاهی زیر شلاق قطره های باران بایستم

 

 ****************


تو پریشان هستی، ترس وجودت را فرا گرفته

درحالیکه مسیر من بسیار طولانی است

 
یا در اعماق دریا غرق شو... و یا به سرعت باد از من بگریز

هیچ دریایی بدون آشفتگی و طوفان نیست

عشق عادت نیست

 

عشق نبردی دشوار

همچون حرکت برخلاف جريان رود است

سرشار از سختی و درد و رنج و اشک

همچون معراجی به آسمان، از میان ستارگان آتشین

 

معراج

 

ترس و تردید تو مرا کلافه کرده

هر از چند گاه ,  از پشت پرده نگاهی می اندازی و باز غروب می کنی.

من به عشقی که همراه با شورش و مستی نباشد

و همچون طوفانی همه جا را در هم نکوبد

و همه  چیز را درهم نشکند، ایمان ندارم

****************

 

آه...

 

عشق تو, همچون گردآبی مرا در خود فرو برد

و من انتخاب را به تو واگذار کردم

 

پس انتخاب کن

+ نوشته شده توسط در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:30 |
دی دا دا دا دام.....

و آنگاه ...

...

...

...

او عاشق می شود

+ نوشته شده توسط در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 16:44 |